شاخههای شسته، باران خورده، پاک
نرم نرمک می رسد اينک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نيمهباز
خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمی پوشی به کام
باده رنگين نمی بينی به جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که می بايد تهی است
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

*******************************
دوستان عزیز
با سلام و تبریک عید نوروز...
برایتان سال خوبی را آرزومندیم...
کانون شهدای دانشکده تفسیر قم ـ فروردین۱۳۹۱
رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر امام رضا (ع)

برچسبها: سال تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی گرامی ب
به گمانم، بهار، در راه است.
این را از آوازِ خوش پرندهها فهمیدم؛
از آسمان که از همیشه آبیتر است،
از رود، که عاشقانه به پیشواز میرود،
از گرمای دلپذیری که خواب یخیِ،
کوچه و خیابان را شکسته است و
از فرارِ دزدانهی برفهایِ روی دیوار،
که از شرم حضور، قطره قطره، میگریزد!
من این راز را از انتظار شیرینی که
در کوچه کوچهی نگاهِ شهر، قدم میزند، دریافتم.
بهار، در راه راست و آمدنش این بار حتمی است!
میتوان این اتّفاق را، از بیتابیِ لحظههایی که برای درک حضورش،
دقیقه شماری میکنند، فهمید!
ای باغ پاییززدهی تاریخ! پلک بگشا و کوچ زمستان را به تماشا بنشین؛
نفس بکش و ریههایت را از بوی بهار لبریز کن؛
قیام کن و با تمامِ سروْهایت، بازگشتِ بهار را جشن بگیر!
امروز، روزِ به گُل نشستنِ غنچههای پرپرِ توست.
قیام کن و برفهای تعلّق را از شانههایت، بتکان!
دیگر جسارتِ هیچ دستی، برای قطع نهالهای کوچک،
قد نخواهد کشید و گلهای نورس و نوشکفتهات را نخواهد چید!
دیگر قیام سبز هیچ جوانهای در خاک مدفون نخواهد شد و
هیچ گیاهی به جرم رویش، محکوم!
پلک بگشا، نفس بکش؛ باغ کوچکم و قشنگم ـ وطن ـ!
بلند شو و لحظه لحظه شکوفاییات را ـ با گل و لبخند ـ به تماشا، بنشین.
خوش باش! که از این لحظه به بعد، صدای هیچ «کلاغی»،
دِل شاخههایت را نخواهد لرزاند و آهنگ قدمهای هیچ «تَبری»، آرامش
درختانت را نخواهد آشفت!
این رایحهی نفسهای “مسیحاییِ” بهار است
که در تار و پود جانت میپیچد و
زندگی را میهمان پیکرت میکند؛
تا برای همیشه، باقی بمانی و تقدیرت،
تا ابد، شکوفایی و بالندگی باشد...
فجر پیروز...
.jpg)
برچسبها: کانون شهدای دانشکده علوم قرآنی قم
اي جماعت جنگ يک آئينه است
هفتة تاريخ را آدينه است
لحظهاي از اين هميشه بگذريد
اندرين آئينه خود را بنگريد
داغ بود و اشک بود و سوز بودآه ! گويي اين همه ديروز بود
اينک اما در نگاهي راز نيست
در گلويي عقده ی آواز نيست
نسلهاي جاودان فاني شدند
شعرها هم آنچه ميداني شدند
روزگاران عجيبي آمدند
نسلهاي نانجيبي آمدند
ابتدا احساسهامان ترد بود
ابتدا اندوههامان خرد بود
رفته، رفته خندهها زاري شدند
زخمهامان کمکمک کاري شدند
عقدهها رفتند و علّت مانده است
در گلويم حاج همت مانده است
زخميم اما نمک بيفايده است
درد دارم نيلبک بي فايده است
عاقبت آب از سر نوحم گذشت
لشکر چنگيز از روحم گذشت
جان من پوسيد در شبغارهها
آه اي خمپارهها، خمپارهها ... !
برچسبها: شهدا شرمنده ایم

